تبلیغات تنفس کلمه ای ست عجیب که اکنون نیازم به آنست .
خسته ام از زمان ُ گذر آن ، از زمان عبور می کنم گاهی ، این عبور موجب آزارم می شود .
پرهایم خسته از تازیانه باد ست !
می گن کلاغ قارقاری
تو رو چه به باغ درباری
سکه نداری دون می خوای
عاشق مهربون می خوای
کاش بدونم دوستم داری
می گن که تو حق نداری
یک دلخوشی داشتم اونم
ازم گرفتن اجباری
پیفام رسید که اون ورا
جا نیست واسه کوچیک ترا
اهای کلاغ دیوونه
اونجا جای بزرگونه
کاش بدونم یک کسی هست
یک عمر میشه به پاش نشست
به پاش نشست و مرد براش
قارقاری کرد تو سرسراش
می گن باید فرار کنم
اخه دلمو چی کار کنم
چه خاکی من بر سر این
تک دل بیقرار کنم
میگن کلاغ قار قاری
اخه تو رو چه به باغ درباری
پیغام رسید که اون ورا
جا نیست واسه کوچیک ترا
برو این ورا پیدات نشه
کسی عاشق صدات نشه
کور شو نبینی هیچکی تا
کسی شیفته ی نگات نشه
اهای کلاغ قارقاری